سلام
داشتم همینجوری تو وب میچرخیدم و درباره روز ۱۳ آبان و برنامه هایی که این سبزها میخوان داشته باشن میسرچیدم
۱ عکس نظرم رو جلب کرد
اول شما هم اون عکس رو ببینید و بعد با خودتون بفکرید

من که دلم براشون سوخت
آخه اینقدر احمق هستن که دارن نحوه حماقت رو به مردم آموزش میدن
کاش آموزش بود...
اول خودتون برید دموکراسی رو یاد بگیرید بعد بیاید و ....
اره
رهبر انقلاب خیلی خوب جوابتون رو داد با این جمله: احمق ها فکر کردن ایران هم گرجستانه
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 23:29  توسط هانی...
|

باز كن پنجره را بوي رضا مي آيد
بوي تسليم و رضا از همه جا مي آيد
باز كن پنجره را بوي كسي مي آيد
كه از انفاس خوشش بوي خدا مي آيد
باز كن پنجره و فوج ملائك را بين
كه به پابوسيش از اوج سما مي آيد
يارب اين بارگه كيست كه از بام و درش
بوي گل، بوي صفا، بوي خدا مي آيد
تربت كيست در اينجا كه ز هر ذره آن
بوي محبوب شه كرب وبلا مي آيد
مشهد كيست در اينجا كه ز هر گوشه آن
عطر پاك گل سرخ شهدا مي آيد
مرقد ضامن آهوست، مگر كز حرمش
بوي معصومه ز قم بر دل ما مي آيد؟
زار و بيمار غم اويم و مي بينم، نك
كه طبيب دلم از دار شفا مي آيد
اي رضا جان، منم آن كفتر وحشي غريب
كه به طوف حرمت با رفقا مي آيد
گر غريبيم و حقيريم، ولي مي شنوم
كه خوشامد ز غريب الغربا مي آيد
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 17:44  توسط هانی...
|
دلم یک ورق پاره ی نازک است
دلم را مچاله نکن
نگو این که یک کاغذ باطله است
به سطل زباله حواله نکن
*
دلم دفتری کاهی است
ورق های آن را نکن زود زود
بیا بعضی از صفحه ها را بخوان
از اول ببین
حرف، حرف تو بود
*
اگر باز از دست من دلخوری
بیا این "ببخشید" هم مال تو
نرو صبر کن، یک کمی صبر کن
بیا اصلا این دل
دلم مال تو
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 13:51  توسط هانی...
|
خداوندا...
اگر روزی بشر گردی
ز حال ما خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت ، از این بودن ، از این بدعت
خداوندا..
نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری می کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است
+ نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 19:28  توسط هانی...
|
سروده رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز جهاني ناشنوايان
ما خيل بندگانيم ما را تو مي شناسي
هر چند بي زبانيم، ما را تو مي شناسي
ويرانه ئيم و در دل گنجي ز راز داريم
با آنكه بي نشانيم، ما را تو مي شناسي
با هر كسي نگوئيم راز خموشي خويش
بيگانه با كسانيم ما را تو مي شناسي
آئينه ايم و هر چند لب بسته ايم از خلق
بس رازها كه دانيم ما را تو مي شناسي
از قيل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از اين و آنيم ما را تو مي شناسي
از ظن خويش هركس، از ما فسانه ها گفت
چون ناي بي زبانيم ما را تو مي شناسي
درما صفاي طفلي، نفسرد از هياهو
گلزار بي خزانيم ما را تو مي شناسي
آئينه سان برابر گوئيم هر چه گوئيم
يكرو و يك زبانيم ما را تو مي شناسي
خط نگه نويسد حال درون ما را
در چشم خود نهانيم ما را تو مي شناسي
لب بسته چون حكيمان، سرخوش چو كودكانيم
هم پير و هم جوانيم ما را تو مي شناسي
با درد و صاف گيتي، گه سرخوش است گه غم
ما درد غم كشانيم ما را تو مي شناسي
از وادي خموشي راهي به نيكروزي است
ما روز به، از آنيم ما را تو مي شناسي
كس راز غير، از ما نشنيد بس «امينيم»
بهركسان امانيم ما را تو مي شناسي
+ نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 19:25  توسط هانی...
|
مرتضي امير اسفندقه- شاعر- كه سال 76 شعري به خاتمي رئيس جمهور وقت تقديم كرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه اي، شعر خود را پس گرفت.
اين قطعه شعر «قطعه واره 7» اين شاعر است كه اينگونه آغاز مي شود:
خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب
كه نشانش همه جا و به همه كس بدهد
قيد كردم: نه تو شاهي و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه ي اطلس بدهد
كرده بودم به غزل يك دو كرت بيدارش
نكند تكيه به او هركس و ناكس بدهد
¤
ديده بان شرف و شوكت ايران باشد
خبر از فتنه ي اين سقف مقرنس بدهد
دشمنان را به حوادث، چه صعود و چه نزول
نه مقدس بدهد فيض و نه اقدس بدهد
نقش ايمان و وطن در نظرش باشد پاك
سر و جان بر سر اين نقش مقدس بدهد
¤
نه كه بيگانه شود با وطن و حرمت دين
تاي تقوا بگذارد به زنان دس بدهد
دست دادن به غزالان نه گناهي ست بزرگ
دست ترسم بدهد پا و به كركس بدهد
نوجوانان وطن را به خيابان بكشد
هديشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد
¤
طبع من از غزل گفته پشيمان شده است
برسانيد به او: شعر مرا پس بدهد
مرتضي اميري اسفندقه
+ نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 21:3  توسط هانی...
|
گفت: صد نفر كه خود را شاعر معرفی می كنند با صدور یك بیانیه اعلام كرده اند كه دیگر جایزه جشنواره های دولتی را نمی پذیرند!
گفتم: عجب فاجعه ای؟! حالا جایزه جشنواره ها را به كدام شاعر بدهند؟!
گفت: مرد حسابی! هیچكدام از آنها آدم شناخته شده ای نیستند و تنها یكی دو نفر از آنان بعضی وقت ها چند شعر معمولی گفته اند كه بهتر بود نمی گفتند!
گفتم: آیا تاكنون هیچ یك از آنها جایزه هم گرفته اند؟!
گفت: خب! معلوم است كه نه! جایزه را كه به هر كسی نمی دهند.
گفتم: پادشاهی اعلام كرده بود كه دخترش را فقط به ازدواج مردی درمی آورد كه بلندقامت، تحصیلكرده، باشعور، خوش قیافه، ورزشكار، جوان و... باشد. بعد از چند روز شخصی قدخمیده، بی سواد و بدقیافه درحالی كه مرتب سرفه می كرد عصازنان به قصر مراجعه كرد و به دربان گفت به خاطر اعلامیه اخیر پادشاه آمده ام. دربان با تعجب و در حالی كه به زور از پوزخند خود جلوگیری می كرد گفت؛ ولی تو كه هیچ چیزت با آنچه پادشاه می خواهد شباهت ندارد؟! و یارو گفت؛ بله! خواستم عرض كنم كه دور بنده را خط بكشد و مبادا روی من حساب كند؟!
+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 1:12  توسط هانی...
|
آدم كاسه ليسي را حكايت كرده اند كه به هواي ريزه خواري از ته مانده سفره يكي از خوانين با او همسفر شده بود. خان در ميانه راه رو به كاسه ليس كرد و پرسيد؛ آن مورچه اي را كه بالاي قله كوه روبرو
آدم كاسه ليسي را حكايت كرده اند كه به هواي ريزه خواري از ته مانده سفره يكي از خوانين با او همسفر شده بود. خان در ميانه راه رو به كاسه ليس كرد و پرسيد؛ آن مورچه اي را كه بالاي قله كوه روبرو در حال حركت است مي بيني؟ و كاسه ليس با تعجب گفت؛ قربانت گردم! از فاصله چند كيلومتري چگونه مي توانم حركت يك مورچه را ببينم؟! مگر حضرت والا مي بيند! خان بدون آن كه خود را از تك و تا بيندازد پرسيد؛ چطور نمي بيني! همان مورچه را مي گويم كه شلوار جين آبي رنگ پوشيده است! و كاسه ليس كه مي دانست اگر چون و چرا كند از ته مانده سفره خان خبري نيست ، چشمانش را ريز كرد و در حالي كه به قله كوه خيره شده بود گفت؛ آهان! حق با حضرت والاست، حالا دارم مي بينم، همان مورچه اي را مي فرمائيد كه يك چشمش هم كور است؟!... و خان با خرسندي گفت؛ آفرين بر تو كه مي داني، ته مانده سفره ما نصيب كساني است كه آنچه ما اراده مي فرمائيم را مي بينند!!
اين روزها در حالي كه توده هاي ميليوني مردم با حضور گسترده و خروش مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل خود در روز جهاني قدس، حماسه اي كم نظير آفريده و به قول حضرت امام(ره) تحليل هاي آمريكا و اسرائيل را زيرگام هاي استوار خويش لگدمال كرده اند و اين رخداد به اندازه اي آشكار است كه بسياري از رسانه هاي بيگانه نيز براي حفظ حيثيت خبري و رسانه اي خود چاره اي جز اعتراف به آن نداشته اند، سايت هاي وابسته به گروههاي سلطنت طلب، منافقين، بهائيان، مدعيان اصلاحات و چند سايت وابسته به رژيم صهيونيستي، از جمله سايت وزارت خارجه اسرائيل از «موج سبز» ! در راهپيمايي عظيم روزقدس خبر مي سازند و با حالتي ناشيانه و آميخته به سرخوردگي ترحم برانگيز مي كوشند حضور توده هاي ميليوني مردم در راهپيمايي حماسي اين روز را به حساب حمايت از كودتاچيان مخملي بنويسند! خنده دارترين نمونه از اين دست، گزارش سايت وزارت خارجه اسرائيل است كه با افتخار! مي نويسد؛ مردم ايران در تظاهرات روز قدس امسال، شعارهاي مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريكا را كنار گذاشته و شعار «نه لبنان، نه غزه، جانم فداي ايران» را سر دادند! سايت وزارت خارجه اسرائيل اشاره نمي كند كه اين شعار توصيه صهيونيست ها به هواداران موسوي و خاتمي بود كه دو روز قبل از برپايي تظاهرات روزقدس از سوي اين سايت به آنها پيشنهاد شده بود و بلافاصله پس از آن كه توسط جماعتي اندك سر داده شد با فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل مردم در گلوي مزدوران-رسمي يا فريب خورده و غيررسمي- رژيم صهيونيستي و اوباش اجاره اي خفه شد، در اين ميان رخداد در خور توجه ديگري اتفاق افتاد كه از درك و شعور مثال زدني مردم مومن و خداجوي ايران اسلامي حكايت دارد و آن، اين كه وقتي جماعت اندك مورد اشاره، شعار اسرائيلي «نه لبنان، نه غزه، جانم فداي ايران»! را سر دادند، جمعيت انبوه حاضر در آن نقطه با شعار «هم لبنان، هم غزه، جانم فداي اسلام» به آنان پاسخ دادند.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 0:23  توسط هانی...
|
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان
دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست
دیدم آیینهام از سوز و گداز رمضان
بیش از این ناز نخواهیم کشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان
نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک
نکند بسته شود دیده باز رمضان
صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن که دیروز مرا داد جواز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
علیرضا قزوه
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 17:49  توسط هانی...
|
بعد از 1400 سال تا نام حاکمان آن دوران و یا حکومتی که از هم مسلکان تندرو خلیفه سوم بوجود آمد (امویان) به میان می آید ، با بی عدالتی و دورانی که مظلوم و ظالم جایشان در دستگاه قضا تغییر یافته بود یاد میشود.
درست است که آن حکومت هم ادعای دینداری و اسلامی بودن داشت ، ولی اکثر مردم به بی دینی و انحراف شدید آن از راه و رسم رسول الله مطمئن بودند. تنها با پرداخت رشوه و پول و با بوجود آوردن فضای رعب و وحشت بر طول مدت حکومت ننگین خود افزودند.
قصد یک مقایسه رفتاری از 2 حکومت را دارم. حکومتی که در بین مردم به بی دینی و عدم پیروی از دستورات الهی شهره بود و حکومتی که مردم زمان خود به اسلامی بودن آن ، به ایستادگی در برابر ظلم ، به شیعه بودن آن ، به عادل و آگاه بودن مسئولان آن ایمان کامل دارند.
در حکومت اولی و در جلوی چشم خلیفه سوم ، شخصی که از اقوام درجه اول خلیفه و فرماندار بزگترین شهر اسلام در آن دوران – کوفه – بود را به جرم ادای نماز در حالت مستی 80 ضربه شلاق زدند. و مولای ما علی بن ابیطالب مسئول اجرای حد بود
شرب خمر اگرچه از نوع فسادهایی ست که با بی آبرویی خود آن شخص ملعون رو برو شد ولی آن حکومت به ظاهر دینی برای نگه داشتن آبروی ازدست رفته خود و بی اعتبار نشدن خود و .... حد الهی را بر وی جاری ساخت.
شاید بگویید قیاس مع الفارغ میکنم ولی شما و در این حکومت اسلامی چه کردید در برابر شخصی که تمام آبروی نظام و ارزشهای آن را زیر پاگذاشت و خون همه شهدایی که برای حفظ این انقلاب دادیم را نادیده گرفت – جالب اینکه این شخص زمانی رییس بنیاد شهید هم بوده – و تهمتی که شاید بزگترین دشمن به نظام وارد نکرد را به انقلاب عزیزمان وارد ساخت؟
تهمتی که بعد از گذشت یک ماه هنوز نتوانسته مدرکی دال بر صحت آن ارائه کند
این مرد نادان که بارها حرف دشمن را تکرار کرده و با اراجیف خود آب به آسیاب دشمن ریخته – حوادث پس از انتخابات یادمان نرفته – نه تنها سعی در خدشه دار کردن آبروی نظام داشته بلکه آبروی تمامی افرادی که در زندان بسر می برند را نیز خدشه دار کرده
آیا شما – آیت الله آملی لاریجانی – مسئول قضایی این حکومت نیستید؟
شما قصد اجرای حد الهی را ندارید؟! یا شما هم به مشابه مسئول قضایی قبل ظلم ظالم را نادیده میگیرید؟!
شما هم مدعی هستید که ویرانه ای را تحویل گرفته اید؟!!
در آن ویرانه ای که آیت الله هاشمی شاهرودی مدعی آن بوده که تحویل گرفته اند ، کرباسچی ، جزایری و ... محاکمه شدند. ایشان صدای معترضین را نشدنیدند که فریاد میزدند ما همان ویرانه را میخواهیم
اقای آملی لاریجانی شما مسئول دفاع از حقوق ستمدیدگان هستید
حرفهای بسیاری دارم که بعد از ماه مبارک رمضان همه آنها را بار دیگر با شما خواهم گفت
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 13:45  توسط هانی...
|